مهمترین عاملی که مومنین را جهنمی می کند، عجب و خودپسندی است
حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری:
مهمترین عاملی که مومنین را جهنمی می کند، عجب و خودپسندی است
حجت الاسلام و المسلمین حاج علی اکبری بر اساس روایات اسلامی، تصریح می کند که: مهمترین عاملی که مومنین را جهنمی می کند، عجب و خودپسندی است.
شنبه 15 اسفند 1394
تعداد بازدید: 1212 مرتبه

به گزارش روابط عمومی سرچشمه، جلسه دیگری از شرح مضامین هشتمین دعای مبارکه صحیفه سجادیه با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد حاج علی اکبری در مجموعه یادمان شهدای هفتم تیر (سرچشمه) برگزار شد.

حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد حاج علی اکبری در این جلسه به بیان مضامین عبارت «اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِن... أَنْ نُعْجِبَ بِأَعْمَالِنَا» پرداخت و گفت: امام زین العابدین (ع) در این دعای شریفه، به ما می آموزند که باید به خداوند متعال پناه ببریم از اینکه شیفته اعمال و کردار خود شویم. یعنی حسنات و کارهای خوب خود را بزرگ بشماریم و خودپسند باشیم.

در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام والمسلمین حاج علی اکبری را مرور می کنیم:

- عجب، خودشیفتگی و خودپسندی یکی از رذایلی است که امام سجاد (ع) از آن به خداوند متعال پناه می برد.

- وقتی انسان به ظاهر، اعمال یا باطن خود توجهی از سر محبت می کند، در هر یک از این بخش ها حسنات و زیبایی هایی مشاهده می کند و در نتیجه حالت سرور به او دست می دهد. خوشحالی و تعجب محصول این نگاه، اگر مستند به عنایت الهی شود به منزله شکر خواهد بود و اگر مستند به خود شخص باشد، ایجاد عجب می کند. در حالت شکر انسان می داند که: «وَ مَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ؛ توفیق من جز به یاری خداوند نیست» در این حالت توجه آمیخته با خوف است تا مبادا عنایت الهی را از دست بدهد.

- از سوی دیگر انسان در حالت شکر، متوجه قصور و تقصیر خود می شود، به این معنا که احساس کمی و کاستی می کند که چگونه لایق عنایت خداوند شده است: « وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ خداوند متعال را زیاد یاد کنید باشد که رستگار شوید». در واقع از رهگذر چنین یادهایی است که انسان رشد می کند و به کمال می رسد.

- گاهی سرور ناشی از توجه به خود، مستند به خود شخص است، نه عنایت الهی. به این معنا که انسان دچار عجب می شود و خوبی ها را از خودش می داند. زمانی هم با خود می گوید چنین خوبی هایی به دیگران داده نشده و در نتیجه احساس می کند قابلیتی داشته، و به این ترتیب در مرحله بالاتر و خطرناک تری از عجب قرار می گیرد.

- امام خمینی (ره) در حدیث سوم از شرح اربعین با استفاده از روایتی از امام موسی بن جعفر (ع) نقل می کند که: عجب تنها به حسنات اختصاص ندارد، بلکه گاهی انسان نسبت به امور قبیح هم دچار عجب می شود. مانند افراد قسی القلب که از تکبر، قساوت و بدزبانی خود احساس سرور دارند! در این شرایط باید دقت داشت که بدی ها در نگاه این افراد، زینت داده شده است، همان طور که در قرآن کریم در این باره می فرماید: « أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا؛ آيا آن كس كه زشتىِ كردارش براى او آراسته شده و آن را زيبا مى‏بيند [مانند مؤمن نيكوكار است‏]؟» در واقع در این شرایط، زیبایی ها و حسنات به صورت خیالی و وهمی تجلی پیدا می کند که انسان با آن خوش است.

- نکته قابل توجه آن است که در متن صحیفه سجادیه به دچار شدن به عجب به دلیل «اعمال» اشاره شده است. کلمه «عمل» یک معنای عام دارد و یک معنای خاص. عمل در این شرایط شامل اعمال جوارحی و جوانحی می شود، یعنی عمل قلبی و قالبی هر دو در این حوزه می گنجد. پس انسان از هر گونه عجب و خودپسندی در اثر رفتار و کردار قلبی یا قالبی باید به خداوند متعال پناه ببرد.

- قرآن کریم در این باره می فرماید: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم‌ بِالاخْسَرِينَ أَعْمَـٰلاً؛ الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي‌ الْحَيَو'ةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا؛ بگو (اي‌ پيامبر!) آيا من‌ شما را آگاه‌ بنمايم‌ بر آن‌ كسانيكه‌ اعمالشان‌ زيان ‌بارتر است‌ ؟! آنان‌ كساني‌ هستند كه‌ سعي‌ و كوشش‌ آنها در راه‌ تحصيل‌ زندگاني‌ پائين‌تر و پست‌تر گم‌ شده‌ است‌ در حاليكه‌ خودشان‌ مي‌پندارند كه‌ از جهت‌ كار و كردار،نيكو عمل‌ مي‌نمايند.» به تعبیر قرآن کریم افرادی که از نظر عمل در بدترین وضعیت قرار دارند، کسانی هستند که به شدت خود را در بهترین وضعیت می دانند. راز این برخورد، جهل مرکب آنهاست و این افراد اخسر هستند.

- خداوند متعال در آیه 25 سوره مبارکه توبه می فرماید: «لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ؛ قطعاً خداوند شما را در مواضع بسيارى يارى كرده است، و [نيز] در روز «حُنَين» آن هنگام كه شمارِ زيادتان شما را به شگفت آورده بود، ولى به هيچ وجه از شما دفع [خطر] نكرد، و زمين با همه فراخى بر شما تنگ گرديد، سپس در حالى كه پشت [به دشمن‏] كرده بوديد برگشتيد.» در این آیه شریفه به عجب جمعی اشاره شده است که مسلمانان از تعداد زیاد لشکریان به عجب آمدند، اما همین عجب و شگفتی به این هیچ نتیجه ای نینجامید و زمین خدا با همه بزرگی، بر آنان تنگ شد.

- امام خمینی (ره) در کتاب شرح اربعین نوشته اند: «در كتاب كافی از علی بن سويد روايت شده كه از حضرت ابن الحسن امام کاظم عليه السّلام درباره عجبی كه عمل را باطل می كند پرسيدم. حضرت فرمود: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عليه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْعُجْبِ الَّذِي يُفْسِدُ الْعَمَلَ فَقَالَ الْعُجْبُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ يُزَيَّنَ لِلْعَبْدِ سُوءُ عَمَلِهِ فَيَرَاهُ حَسَناً فَيُعْجِبَهُ وَ يَحْسَبَ أَنَّهُ يُحْسِنُ صُنْعاً وَ مِنْهَا أَنْ يُؤْمِنَ الْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَيَمُنَّ عَلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ و َلِلَّهِ عَلَيْهِ فِيهِ الْمَنُّ؛ عجب دارای درجاتی است، بعضی از آن درجات اين است كه كارهای زشت انسان در نظر زيبا جلوه كند و او آن ها را نيكو ببيند، درجه ديگرش آن است كه انسان به خدا ايمان آورد و به خاطر ايمانش بر خدا منّت گذارد در حالی كه خدا بر او منّت دارد. اما اگر كسی از زوال نعمت در هراس باشد يا بترسد كه نعمتش مكدّر شود يا از اين جهت كه نعمت را از جانب خدا می داند خوشحال باشد، در اين صورت دچار عجب نشده چون گفتيم عجب بزرگداشت نعمت با فراموش كردن نسبت آن به خداست.»

- عجب آن است که شخص خود را در زمره مؤمنین و نیکان محسوب کرده و همچنین خود را نسبت به خداوند طلبکار می داند که حتی اگر خداوند با عدلش با او رفتار کند، مستحق پاداش است! لذا وقتی در زندگی دچار گرفتاری می شود، خود را لایق آن نمی داند.

- درجه دیگر عجب آن است که شخص در مقایسه با دیگران، امتیازاتی برای خود قائل است و با دیده حقارت به دیگران نگاه می کند. البته عجب تنها به زبان نیست، بلکه گاهی شخص به زبان از دیگران تعریف می کند اما چنین باوری را در دل ندارد.

- عجب پایه و مادر بسیاری از بدبختی هاست بطوریکه می توان آن را ام الفساد دانست و لذا در کلمات اولیای خدا جزء مهلکات دانسته شده که اگر پیشرفته شود، چیزی از ایمان باقی نمی گذارد. به عنوان مثال اگر به نماز، روزه، صدقه یا جهاد برسد آن را ساقط کرده و از بین می برد. به طوری که انسان وقتی نامه عمل خود را می بیند، اثری از خیرات و کارهای خوب خود نمی بیند. حتی در شرایط دعای سحرگاه، انسان دچار ریا نمی شود ولی باز هم امکان عجب وجود دارد.

- عجب، مانند موریانه است که عملیات پنهانی، ظریف، تدریجی و فوق العاده خطرناک دارد. لذا مهمترین عاملی که مومنین را جهنمی می کند، عجب است.

- ریشه عجب چیست؟ در پاسخ به این پرسش باید دانست که حب نفس از عالی ترین عطایای الهی به انسان است که اساس تمام موفقیت ها و پیشرفت های سلوکی و اخلاقی به آن برمی گردد. از سوی دیگر تمام بدبختی ها نیز به آن برمی گردد. اگر حب نفس به معرفت ضمیمه شود، منجر به جهاد با نفس یا جهاد اکبر می شود و محصول آن، خوشبختی است. اما اگر حب نفس همراه با جهل به خویشتن که مغز شرک است، باشد به عجب می انجامد که در این صورت شخص به اطمینان از خود می رسد و درنهایت راکد و ساقط می شود.

- درمان عجب، خودشناسی است: «برو ای خواجه، خود را نیک بشناس/ که نبود فربه ای مانند آماس» سودمندترین معارف، خودشناسی است.